این‌جا الان بهار است – ۱۲

لذت بردن از غیر منتظره‌ها اعتیادآور است. چه در سفر، چه در زندگی روزانه، آدم یک دوزی از غیرمنتظره‌ها را که نداشته باشد، حوصله‌اش سر می‌رود. هیچ هایک کردن و سفر کوچ سرفینگی روش‌هایی برای تامین غیر منتظره‌ها در سفر هستند. غیر منتظره‌ها دو رو دارند. همان‌قدر که ممکن است از شدت لذت به عرش برسانند، احتمالش هست که چندان هم دلچسب از کار در نیایند. اما این قانون بازی است. باید هر دو رویش را بپذیری. این بار میزبانم رزا، در شهر سالتا، هر دو رو را برایم داشت. هم لذت شناختن خودش و خانواده‌اش که در یکی از محلات حاشیه‌ای فقیر سالتا زندگی می‌کردند، به ویژه مادر مهربان عزیز دلش، هم چند اتفاق و ویژگی‌‌اش که لذتم را مختل می‌کرد. روش برخوردش با حیوانات خانگی‌‌اش، طوطی و سگ‌اش را دوست نداشتم. یک خشونت و بی‌حوصلگی درش بود که همین را با آدم‌ها هم داشت. اما در ملاقات با چنین آدم‌هایی مدام یک چیز را به خودم یادآوری می‌کنم. این‌که، آن فرد را در شرایط زندگی خودش ببینم و تفسیر کنم، نه با استانداردهای خودم. یک‌چیزهایی، به‌خصوص موارد اخلاقی در همه فرهنگ‌ها و جامعه‌ها یکسان نیستند. این را مدام با خودم تکرار می‌کنم، اما طاقتم بالاخره برای همراهی و سکوت تمام می‌شود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s