این‌جا الان بهار است – ۱۵

به استان میسبونس، شهر سن‌ایگناسیو رسیدم. کنار جاده ایستادم تا جنگل‌بان تمایکن دنبالم بیاید. پائولا، زیست‌شناس منطقه حفاظت‌شده در آخرین گفتگو گفته بود دو مهمان دیگر هم دارند. وقتی رسیدند دیدم اااا دوباره ایرنه. ایرنه اهل ماداگاسکار است و مثل من برنده حمایت مالی برای شرکت در کنفرانس شده بود و ارائه داشت. رینر همکار ایرنه در ماداگاسکار است و ماجراهای یوز در ایران را هم دنبال می‌کند. فکر می‌کردم در ادامه سفرم از نقش انجمن یوزی‌ام رها شده‌ام و حالا تنها خود خودم هستم. اما نقش دوباره برگشته و جالب این‌جاست که آن حال‌های بد خیلی دورند. انگار سال‌هاست که آن‌جا نبوده‌ام یا قرار است سال‌ها برنگردم. حتی جزییات حال بدم یادم رفته و به یاد آوردنش نیاز به فکر دارد. این‌ها برای این نیست که حال بدی‌هایم ریشه سستی داشته، بلکه در واقع برای این است که رشته اتصال بریده شده و به مویی بند است. انگار که موجودیتی غریبه و دور است برایم دیگر.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s