بامداد شانزدهم آذر نود و پنج.

آدم موجود عجیبی است. یک‌هو از هم می‌پاشد. با یک عکس که در دقایق آخر روز سر از پیام‌های تلگرامش در می‌آورد. یک‌هو به جای داد کشیدن از خشم، از هم می‌پاشد. تیر خلاص همه ماجراهای جمع شده. شاید هم عجیب نیست و طبیعی‌ست. آدمیزاد همین است. نمی‌تواند خودش را جمع کند. شد دوازده سال تمام.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s