او.

گفتم بیا. دلم تنگت است. گفت من هم دلم تنگت است خر. یک روز می‌آیم. مدت‌هاست که قرار است بیاید. روزها دویده‌اند و نیامده. از آمدنش نگرانم. نمی‌دانم چه کار خواهم کرد. گاهی به گاهی نمی‌توانم دوباره دوست معمولی‌اش باشم. طاقتم تمام می‌شود. اذیتش می‌کنم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s