نوزدهم دی نود و پنج.

حالا به نظر می‌رسد که همه چیز روی روالش افتاده. دست پر است. معلوم است که پای کنسرت آمدن چه کسی است یا تئاتر یا سفر یا سینما یا پیاده‌روی یا زندگی افقی یا … حالا بعد مدت‌ها تنها سینما یا سفر رفتن اجبار نیست که یک انتخاب است. قبلا، خیلی سال پیش، همه این‌ها را یک نفر پر می‌کرد که وقتی رفت به معنای واقعی این اطراف را خلا پوشاند. حالا این جایگاه‌ها را آدم‌های مختلفی پر می‌کنند. چندین و چند رفیق و دوست که دست را پر می‌کنند و دل را گرم و با رنگارنگی‌شان دنیایم را رنگارنگ‌تر. سخت گذشت تا به این‌جا رسید. اما راضی‌ام. از تغییری که کرده‌ام راضی‌ام.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s