هشتم بهمن نود و پنج.

آرزو می‌کرد صبح که از خواب بلند شدیم، این‌جا هم آن‌قدر برف آمده باشد که مدرسه‌ها تعطیل شود و بتوانیم بمانیم خانه و خستگی در کنیم. گفتم آرزوها و رویاهایم فعلا کامل متمرکز است روی انجام سفر بعدی. چیزی برای آرزوی برف نمی‌ماند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s