سوم اسفند نود و پنج.

دو سال گذشت. فردا در رها بازارچه بهاری است با محصولات دست‌ساز بچه‌ها‌. همراهشان در گلدان‌هایی که خودشان رنگ کرده‌اند گل‌های بهاری می‌کارم. به خاک که دست می‌زنم، هر گل را که همراه یکی‌شان در گلدانی جا می‌دهم، چیزی گرم در دلم پخش می‌شود. انگار که یخی به تدریج آب شود. سرم را گرم کرده‌ام تا این روزها بگذرد. کاش که بگذرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s