شانزدهم اسفند نود و پنج.

نبودنشان توان دوست داشتن را از من گرفته بود. از من گرفته است. حتی کسی که عاشقش بودم. حتی کسی که تازه یافته‌ام و مایه حال خوب‌ام بود. عجیب است که دوست، تاثیر بودنش و نبودنش این‌قدر عمیق‌تر از معشوق‌ات باشد؟ انگار که عجیب نیست. بستگی دارد به رابطه‌تان. به نوع و عمق دوستی‌تان. از دست دادن همیشه درد دارد. دوری بعد از نزدیکی عمیق همیشه درد دارد. تنها چاره‌اش که لابد گذشت زمان است. زمان حفره خالی را پر نمی‌کند. با گذشت زمان عادت می‌کنیم. چه‌قدر طول می‌کشد به حفره خالی‌اش عادت کنم؟ تجربه‌ام از خودم می‌گوید سال‌ها. ر‌وزها و سال‌های سخت‌تری در راه است. از کی دوباره توان دوست داشتنم بر می‌گردد؟ نمی‌دانم. این‌طور که از شرایط بر می‌آید، با این حال و روز، رفیقم را هم از دست می‌دهم. من می‌مانم خالی‌تر از قبل. سال نود و شش چند روز دیگر آغاز می‌شود. سال نود و پنج عجیب بود و پر ماجرا. سال نود و شش آسان‌تر است؟ شادتر؟ پر امیدتر؟ خستگی تمام می‌شود؟ همه این کلمات که فعلا آرزوهای دوری به نظر می‌آیند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s