بیست و سوم اسفند نود و پنج.

در عکس پاهایش را که می‌بینم دل تنگی می‌آید بالا. دلم می‌خواهد دست دراز کنم و نوازششان کنم. بعد سرم را بگذارم روی ران‌هایش و زانوهایش را بغل کنم. بعد دست ببرد لای موهایم و طولانی سرم را نوازش کند. هرکداممان در سکوت با فکرهای خودمان مشغول باشیم. بعد من گاهی به گاهی سر برگردانم و نگاهش کنم. نگاهم کند. عمیق لبخند بزنم… طاقت بیاور.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s