سفر.

نقاشی دختر کولی را روی دیوار نشان‌ام داد و شوخی و جدی گفت چه‌قدر شبیه توست. گفتم نیست. من تا این حد رها نیستم. پرسید چه دلبستگی‌هایی نگه‌ات می‌دارند؟ پاسخی برایش نیافتم. در تنهایی کلوت‌ها روی آن کلوت دراز باریک هم به همین فکر کرده بودم‌. این رشته‌ها و دلبستگی‌ها هستند که آدم را جایی نگه می‌دارند. از بین رفتن همه‌شان خارج از خواست من نشانه این است که دوباره و چند باره باید رها کنم و بروم جایی دیگر؟ که یعنی باید دست از دو دو تا چهار تا کردن محاسبه می‌صرفد یا نمی‌صرفد دست بردارم و مثل همیشه راه بیفتم و بدانم آغاز حرکت درهای جدیدی را باز خواهد کرد؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s