سفر.

علایم بیماری‌ام یکی یکی دارد سر و کله‌شان پیدا می‌شود. این بار می‌شناسمش و با گلودرد و سرماخوردگی اشتباهش نمی‌گیرم. حداقل چهار روز از سفر مانده. به جز اسپری در حال تمام شدن‌ام داروهای دیگرم همراه‌ام نیست. گرد و خاک و عوامل دیگر تشدید کننده حال‌ام این‌طرف‌ها به شدت زیاد است. می‌ترسم. از وخیم شدن حال‌ام مثل سفر قبل می‌ترسم. بیشتر از ترس از بیماری، این‌که عاملی می‌تواند این‌طور دست و پایم را در سفر‌ بلرزاند و محتاط‌ام کند شاکی‌ام. از این‌که چیزی می‌تواند این‌طور بترساندم حال‌ام بد است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s