او.

فکر نمی‌کردم این‌قدر ردپایش در زندگی‌ام معلوم باشد. همین رابطه کوتاه هم کار خودش را کرده. سر هر بزنگاهی یادم می‌افتد اگر او بود این‌طور می‌گفت یا من این را می‌گفتم. او این طعم را دوست دارد و آن یکی را ندارد. این‌جا بود فلان کار را می‌کرد. چه‌طور در همین مدت کوتاه این‌قدر بلدش هستم؟ نه این‌که زیاد و کامل است، اما باورم نمی‌شد که همین‌قدر هم بشود کسی را در این مدت زمان بلد شد. یک روز آنتن نداشتیم. جای خالی‌اش پیدا شد. به تمدن که برگشتیم برایش نوشتم دلم برایت تنگ شده. پاسخ داد دروغگو.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s