بیست و ششم اردیبهشت نود و پنج.

دست‌ام به نوشتن کمک می‌خواهی بیایم نرفت. اما به دقیقه نرسید که مچ خودم را گرفتم. داری شبیه خودش می‌شوی. شبیه خودت باش. همان کسی که حاضر است به آنی بلند شود برود پیش‌اش اگر بودن فیزیکی‌ات را نیاز داشته باشد، قبل از این‌که صدایت کند. س. هم آن سر دنیا هم‌زمان درگیری ذهنی مشابه من را دارد. آدم‌هایش هرکدام یک جنبه از وجودش را دارند. یکی عمق و آزادگی و دیگری احساسات و شوری که توان بروزش را دارد. اگر دست خودش باشد دو نفر را ترکیب می‌کند. اما مجبور به انتخاب است. کاش مجبور به انتخاب نبودیم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s