سفر.

تا نشستم در اتوبوس تهران – مریوان، تهران تمام شد. چهره‌ها و لباس‌ها برای آن سرزمین است، حتی تبلیغات و حتی فیلمی که پخش می‌شود کردی است و من هیچ چیزی از آن نمی‌فهمم. کوله‌ام را انداخته‌ام پشت‌ام تا یک سفر کوتاه بروم و تا جمعه برگردم و رایم را بدهم. چند سال پیش با همسفرم از مریوان رفتیم سمت اورامان تخت و بعد یک آشنایی در روستایی دیگر پیدا کردیم و بعد جاده پیچ پیچ کوهستانی را ادامه دادیم و آخر خودمان را به کرمانشاه رساندیم و برگشتیم. این بار هم شاید همین مسیر را بروم، اما با کیفیتی متفاوت. شاید هم سر از جای دیگر درآوردم. هنوز نمی‌دانم. شناشنامه‌ام را با خودم برداشته‌ام که اگر نتوانستم جمعه خودم را تهران برسانم، حداقل یک‌جا بروم رایم را به رییس جمهور بنفش بدهم و افسوس بخورم که از پس گرفتن شهر جا مانده‌ام. آخ امان از شنبه. اضطراب این روزها را پر کرده.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s