آخرهای سیزدهم تیر نود و شش.

خیلی زیبا بود. چهره‌اش، رنگ چشم‌ها‌یش، رنگ ومدل موهایش. تا از در وارد شد، هنوز نه به دار بود و نه به بار، اما به آنی با خودم فکر کردم که نه! من از پس این رابطه با آدمی این همه زیبا بر نمی‌آیم. بعدتر که از ملاقات‌مان گذشت به این حال‌ام بیشتر فکر کردم. عجیب بودم برای خودم. البته واکنش تازه‌ای نبود. من همیشه خودم را از آدم‌های از یک حدی زیباتر عقب کشیده‌ام. دلیل‌اش؟ فکر کرده‌ام که من در حد و اندازه این مقدار زیبایی نیستم؟ یا این مدل زیبایی که اتفاقا طرفدار زیاد دارد سلیقه‌ام نیست؟ این حال از نداشتن اعتماد به نفس و زیبا ندانستن خود می‌آید یا از ترجیحات شخصی؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s