روزانه‌های یک معلم محیط‌زیست.

هفته اول سال تحصیلی جدید تمام شد و جلسه اول هر دو کار جدید به خوبی و خوشی اجرا شد. یکی مدرسه دبستان پسرانه‌ای که کلاس باغبانی و جک و جانور برای کلاس اولی‌هایشان راه انداخته‌ام و یکی پایه یازدهمی‌هایی که امسال برای اولین بار کتاب انسان و محیط‌زیست جزء درس‌هایشان است. امسال نمی‌خواستم این‌قدر برنامه‌ام پر شود، اما شد. چهار مدرسه و طبق معمول حداقل سه موسسه دیگر که ثابت و شناور باهاشان کار می‌کنم. مثل همیشه در کار کردن با آموزش و پرورشی‌ها قصه گزینش ترمز بزرگی است. با مدرسه طی می‌کنم که من مشکل بیخ و بنی با گزینش دارم و اگر بخواهید اسم‌ام را رد کنید نمی‌آیم. هر مدرسه‌ای با این قصه کنار نمی‌آید. بعضی‌ها یک کارهایی می‌کنند و با به جان خریدن تبعات‌اش برای نگه داشتن من قصه را دور می‌زنند. اما نمی‌شود از همه جا این توقع را داشت. حالا یکی از مدرسه‌ها در مرز است. منتظرم خبر بدهند که می‌توانم ادامه بدهم یا نه. قطع شدن‌اش غصه‌آور است، چون به نسبت دو مدرسه دیگر این یکی برایم مطلوب‌تر است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s